سلام 
آیلین جونم بالاخره بابایی از مکه اومد و من تو این دو هفته که گذشت حسابی سرم شلوغ بود
تو هم که انگار بابایی هنوز یادت مونده بود با دیدن بابایی همش میخندیدی
تازگیا هم که تا بابایی شروع میکنه باهات حرف زدن تو با صدای بلند میزنی زیر خنده
اگه راستشو بخوای از اولم به بابایی بیشتر میخندیدی تا به من
معلومه که با بابات بیشتر حال میکنی
چند روز که یاد گرفتی جیغ بکشی یا وقتایی که خوابت میاد و بی حوصله ای نق میزنی و واسه خودت غر غر میکنی
یادگرفتی که سرتو از رو بالش بلند کنی و چند ثانیه هم نگه داری
وقتی میزاریمت تو تشک بازیت با تعجب به عروسکاش نگاه میکنی و باهاشون به زبون خودت حرف میزنی
روز تاسوعا و عاشورا که رفتیم حسینیه از صدای مداحی که از بلندگو پخش میشد یکم ترسیدی و بغض کردی
ولی کمکم گوشت عادت کرد و مثل همیشه دختر آروم و خوبی بودی
تو حسینه که تو بغلم بودی به این فکر میکردم که پارسال همین موقع پیشم نبودی از امام حسین تو رو طلب میکردم،
امسال محرم تو بغلمی خدا رو شکر میکنم.
منو بابایی عاشقتیم دخترم...مخصوصا بابایی که روزانه بیشتر وقتشو به تو اختصاص میده و باهات بازی میکنه
موضوع :
سلام
سلام
سلام به دختر نارم ، جیگرم ،نفسم ، عمرم...
آیلین من این روزها خیلی خوشحالم ![]()
آخه بابایی داره میاد...ماشالله به خودم که نبودن بابایی خوب تحمل کردم
اینا همش به خاطر وجود تو عزیز دلم...ممنون که اومدی تو زندگیم تا تنها نباشم
هفته ی دیگه منو تو بابایی بازم زیر یه سقف باهمیم.میدونم روزهای شیرین و زیبایی در انتظارمونه.
میدونم خدای بزرگ خیلی دوسمون داره؛خدایا ممنون به خاطر این همه مهربونی.
![]()
خدارو شکر این ماه هم فد و وزنت خوب بود
واکسن دو ماهگیتم زدی و تموم شد رفت
(بماند که وفتی از درد گریه میکردی من هزار بار میمردم و زنده میشدم)
چند روز پیش برای دومین بار با صدای بلند خندیدی...یعنی باید بگم فهفهه میزدی؛
خدا میدونه که برام چه لحظه ی شیرینی بود
افسوس که ازت فیلم برداری نکردم؛ولی دفعه بعد ازت فیلم میگیرم.
ایشالله که همیشه لبت خندون باشه ودلت شاد و همیشه سلامت باشی گل من.
![]()
![]()
آیلین جونم
یادت نره تمام دنیامی
موضوع :










