جيگر مامان... چند روزه كه گلوم خيلي درد ميكنه....ولي نميتونم دارو بخورم، واسه اينكه تو سالم و سرحال باشي و يه وقت مشكلي برات پيش نياد...
همه ي اينا به خاطر اينه كه خيلي برام عزيزي وخيلي دوست دارم...واين كه مامان و باباها هميشه به فكر كوچولوهاشونن.
اينارو گفتم كه وقتي بزرگ شدي بدوني مامان چقدر سختي كشيد كه تو بياي...
ولي خوب بودن تو و سالم بودنت ، با ارزش تر از همه چيز..
الهي قربونت برم فداي سرت كه مامان گلوش خيلي درد ميكنه و نميتونه دارو بخوره..
بوووووووووووووووووووووووووووووووس
موضوع :

كوچولوي من امروز يه روز خوب و فراموش نشدني واسه مامان و بابا بود...امروز مامان رفت سونوگرافي...1 ساعت طول كشيد تا نوبتم بشه....وقتي خانم دكتر دستگاه رو شكمم گذاشت،يه لبخند كوچولو زد و گفت همه چيز عاليه و گفت كه 2 ماهته...انقدر خوشحال شدم كه نفهميدم چطوري از اتاق خانم دكتر رفتم بيرون و رسيدم خونه...وقتي به بابايي زنگ زدم اول ازم پرسيد،سالم يانه؟؟؟ منم گفتم :آره همه چيز خوبه و بابايي يه عالمه خوشحال شد...

(خدايا هزاران بار شكر،خدايا نميدونم با چه كلمات و جملاتي ازت تشكر كنم....هيچي نميتونم بگم....فقط ميخواستم بگم من فهميدم كه خيلي دوستم داري و منم دوست دارم وهميشه بهت توكل ميكنم)

موضوع :

ني ني خوشگلم...امروز به بابا گفتم برو بستني بخر،رفت يه عالمه كيك و بيسكوييت وميوه وبستني و....خريد
وقتي با دست پر و اون همه چيزاي خوشمزه اومد، تعجب كردم...آخه من فقط گفتم بستني،
![]()
بعدش برگشت به من گفت اين ويار هاي تو آخرش منو ميكشه....منم گفتم واااااااا...من كه فقط گفتم بستني..من كه ويار ندارم...(بعدش بابايي گفت نكنه تو ني ني نداري و هممون سر كاريم)آخه من هيچ علائمي ندارم كه تو اومدي تو دلم.
تا هفته ي ديگه كه برم سونوگرافي يه عالمه غصه ميخورم.
موضوع :












هفته ديگه ميرم سونوگرافي...خيلي نگرانم...خدا كنه كه باشي.

.حالا هم كه فهميديم تو اومدي بازم داره يه عالمه برف مياد.....
