هديه اي از طرف خدا
هديه اي از طرف خدا
جینگیلی بلا _ آیلین طلا _ جوجو بلا _ جیگر طلا _ عسل بلا _ دختر طلا
بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
تاريخ : سه شنبه 17 آبان 1390 | نویسنده : شيرين
بازدید : مرتبه

9لاالغفاار

 

 

سس

به وبلاگ دخترم آیلین خوش آمدید

ییبی



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 1 اسفند 1390 | نویسنده : شيرين
بازدید : 5 مرتبه

تن

ن

آیلین طلا در 160 روزگیماچ

 



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 26 بهمن 1390 | نویسنده : شيرين
بازدید : 7 مرتبه

                      kسلام نفسم 

5ماهگیت مبارک گل زندگیم.

به همین زودی 5 ماه از بودنت در کنار ما گذشت.

خدا رو شکر.

آیلینم یه غم بزرگی تو دلمه ،به خاطر فوت پدر بزرگ عزیزم.

باورم نمیشه که از پیش ما رفته،ناراحت

هیچ وقت دلم نمیومد ازش خداحافظی کنم

میدونستم خیلی زود میره.

صورت مظلوم و مهربونش،لبخند هاش ، برق چشماشو و...

هیچ وقت فراموش نمیکنم.

فقط از خدا میخوام که به مادر بزرگم صبر بده که

با نبودنش کنار بیاد.

**روحش شاد و یادش گرامی**

آیلین خانم این چند روز که درگیر مراسم ختم پدر بزرگم بودیم

اصلا دختر خوبی نبودی و همش غر میزدی و گریه میکردی

شاید به خاطر شلوغی و سر و صدای زیاد کلافه شده بودی.

sd

دخترکم چند روز پیش داشتم شام درست میکردم که

دیدم هیچ صدایی ازت در نمیاد ، اومدم سراغت دیدم

خوابت برده، مثل فرشته ها خوابیده بودی...f

قربونت برم جیگرم.

 این روزها شیطون تر از قبل شدی وروجک...l

فقط کافیه که یه چیزی دورو برت باشه به هر دری میزنی تا

خودتو بهش برسونی ، مخصوصآ اگه کنترل تلویزیون باشه.

هنوز وقت نکردم ببرمت دکتر،ولی فکر کنم این ماه زیاد وزن اضافه

نکردی.خدا کنه دکترت اجازه بده غذای کمکی رو شروع کنی.

کوچولوی نازم خیلی دوست دارم.ماچماچماچ

 



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 6 بهمن 1390 | نویسنده : شيرين
بازدید : 27 مرتبه

سلام همه ی زندگیم.f

قربونت برم که روز به روز شیطون تر ، با هوش تر ، ناز تر و جیگر تر میشی نفسم.

یه هفته ای میشه که میزاریمت تو روروئکت ، میدونم الان برات زوده ولی

خیلی خوشت میاد و یاد گرفتی که دستت رو میکوبی به دکمه هاش

تا موزیکش پخش بشه،

با اینکه خیلی دوسش داری ولی اگه گشنت باشه یا خوابت بیاد

انقدر غر میزنی تا یکی به دادت برسه.

وقتی دارم جارو برقی میکشم با تعجب به من و جارو برقی نگاه میکنی

که تو اون لحظه قیافت خیلی خنده داره.

قربونت برم این روزها دیگه غریبه ها رو از آشنا تشخیص میدی و

وقتی یه غریبه بغلت میکنه زود بغض میکنی و میزنی زیر گریه

الان دیگه منو خوب میشناسی و وقتی گشنته زل میزنی به من و

شروع میکنی به غر زدن...

باورم نمیشد که یه روزی یه بچه داشته باشم که باهام انس بگیره

و تو آغوش من آروم بشه...

داشتم فکر میکردم که دیگه از خدا چی میخوام،وقتی تو رو بهمون داده

وقتی خنده هاتو میبینیم ، انگار تمام دنیا و خوبی هاش مال ماست.

خدای مهربون هیچی ازت نمیخوام به جز اینکه فرشته ی پاکم همیشه

سالم و سرحال و شاد باشه.

b

گل من ، آیلین من عزیز دردونه

خدا مثل تو فقط تو دنیا ساخته یه دونه

یه دونه ، واسه نمونه



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 27 دی 1390 | نویسنده : شيرين
بازدید : 39 مرتبه

سلام پرنسس کوچولوم

آیلین من ٤ ماهگیت مبارکjg

گل من،عشقم،بهترینم ... باورم نمیشه زمان انقدر زود میگذره...

وقتی میبینم روزهای با تو بودنمون داره زود میگذره غصه میخورم.

ایشالله که همیشه شاد باشی آیلینم.

واکسن ٤ ماهگیتم زدی.خیلی دردناک بود وقتی از درد ناله میکردی

خداروشکر که زیاد تب نکردی و زود حالت خوب شد.

خدایا چطور باید ازت تشکر کنم و شکر گذارت باشم به خاطر این همه مهربونی...

خدای مهربون همیشه مواظب فرشته ی آسمونیم باش.

تا یادم نرفته ١ سالگی وبلاگتم تبریک میگم دخترم.

m

اینم آیلین کچل ما در ٤ ماهگی



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 21 دی 1390 | نویسنده : شيرين
بازدید : 36 مرتبه

سلام جوجوی من...

شیطون بلای من دیگه داری بزرگ میشیا؛ انگار همین دیروز بود که واکسن 2 ماهگیتو زدی

و من یه نفس راحت کشیدم.

از الان استرس دارم واسه 1 شنبه که باید واکسن 4 ماهگیتو بزنی

خدا کنه زیاد اذیت نشی عروسکم.

ب

واااای آیلین جونم روز به روز که میگذره بیشتر عاشقت میشم گل من

دیشب هر کاری میکردم خوابت نمیبرد،خیلی خوابت میومد و کلافه بودی ولی

خوابت نمیبرد،وقتی بغلت کردم و آروم تکونت دادم بعد از چند ثانیه چشماتو بستی و خوابیدی

باورم نمیشد که تو بغل من آرامش میگیری و راحت میخوابی

یه عالمه به خودم افتخار کردم آیلینم.

قق

قربونت برم تازگیا غلت میخوری ولی زیاد خوشت نمیاد و داد میزنی تا یکی بیاد به دادت برسه

دیگه یاد گرفتی که جغجغه هاتو تو دستت بگیری.البته هر چیزی که تو دستت باشه میکنی تو دهنت

وقتی عروسکاتو بهت نشون میدیم عکس العمل نشون میدی و کلی خوشحال میشی.

یث

 فل

ن



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 12 صفحه بعد
درباره وبلاگ

اسم من شيرين...من و حسين جون در 7 دي 86 با هم ازدواج كرديم و يه خانواده شديم و حالا خانواده ي ما با اومدن يه فرشته كوچولو تكميل شد. من خيلي خوشحالم و هميشه خدا را براي همسرم كه براي من بهترين و ني ني كوچولوي خوشگلم هزاران بار شكر ميكنم.

آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 4 نفر
بازديدهاي امروز : 878 نفر
بازديدهاي ديروز : 1310 نفر
بازدید هفته قبل : 3664 نفر
كل بازديدها : 354061 نفر
امکانات جانبی